دلیل اینکه نیومدم زیاد سربزنم این بود که اصلا چیزی واسه گفتن ندارم.....
زندگیم خداروشکر خوبه و خیلی بهم خوش میگذره....بابام رفته کربلا خوش به حالش ایشالا همه باهم بریم ...شماهم قسمتتون شه برین.......
همه چی خوبه اما........یه چیزی گاهی وقتا اذیتم میکنه.......اینکه چرا طرف مقابل که دلایلمو براش توضیح میدم درک نمیکنهـ......فکرخودشه.....
پس من چی....احساسم چی میشه.....من امادگی حجم این اتفاقات رو نداشتم .....
خودشم خوب میدونه......ای کاش می فهمید الان وقتش نبیست.....
من هنوز نمیشناسمش...اونم منو نمیشناسه........
بعدسرهرچیزی میگه چه تفاهمی.......هــــــه
نمیگم بده نه....خوبهـ.ـ........اما کاش یه ذره نگران موقعیت منم بود..............
خیلی راه های دیگه هم هست.........
........
.......
#من_اعتراف_میکنم_اونروز_اشتباه_کردم_بچه_بودم_اما_الان دیگه _بزرگتر_شدم_متوجه _اشتباهم _شدم _برای بار اخر میگم دست از سرم بردار.........
معذرت اگه ازین پست چیزی نفهمیدین.....
باید خودمو خالی میکردم
موضوع مطلب :
تــــــــوجــــــــــــه!!!!!!...ما را در سایت تــــــــوجــــــــــــه!!!!!! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66